محمدابراهیم زارعی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همزمان با روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی در یادداشتی نوشت: شاهنامه فردوسی نماد هویت و نوزایی فرهنگی ایران است.
شاهنامه فردوسی فراتر از یک اثر ادبی، بنیانگذار هویت ملی و فرهنگی ایران پس از اسلام است. این اثر حماسی با حفظ زبان فارسی، احیای حافظه تاریخی و ارائه ارزشهای اخلاقی و انسانی، نقش محوری در نوزایی فرهنگی ایران ایفا کرد.
ابوالقاسم فردوسی در برههای حساس از تاریخ ایران، شاهنامه را سرود. دورانی که زبان فارسی در معرض فراموشی و هویت ایرانی در خطر محو شدن بود.
فردوسی با سرودن این اثر جاودانه، نهتنها زبان فارسی را احیا کرد، بلکه بنیان هویت ملی ایرانیان را در دوران اسلامی بنا نهاد.
شاهنامه با بیش از ۶۰ هزار بیت، بزرگترین اثر حماسی یک شاعر در جهان است و داستان ایران از آغاز آفرینش تا پایان دوره ساسانیان را روایت میکند.
در قرن چهارم هجری، زبان عربی بهعنوان زبان علم، ادب و دین بر فضای فرهنگی ایران مسلط بود. بسیاری از دانشمندان و ادیبان ایرانی به عربی مینوشتند و زبان فارسی در حاشیه قرار گرفته بود. فردوسی با آگاهی کامل از این خطر، شاهنامه را به فارسی سرود و در این راه از واژگان عربی تا حد امکان پرهیز کرد:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
یکی از محورهای اصلی شاهنامه، مفهوم فرّ ایزدی و شاهی مشروع است. فردوسی بارها تأکید میکند که شاه باید عادل باشد و در غیر این صورت، فرّ ایزدی از او سلب میشود.
شخصیتهایی مانند رستم، سیاوش و اسفندیار الگوهای اخلاقی هستند که ارزشهایی چون شجاعت، وفاداری، راستی و ایثار را نمایندگی میکنند.
فردوسی در شاهنامه به نقد حاکمان ستمگر میپردازد. داستانهایی مانند ضحاک، افراسیاب و بهرام گور نشان میدهد که ستم پایدار نیست، اگرچه شاهنامه حماسه ملی ایران است، اما ارزشهای آن جهانشمول هستند. مفاهیمی مانند عدالت، آزادی، مقاومت در برابر ستم و احترام به انسان، فراتر از مرزهای جغرافیایی و زمانی هستند.
شاهنامه بر ادبیات ترکی، عربی، اردو و حتی اروپایی تأثیر گذاشته است. ترجمههای متعدد شاهنامه به زبانهای مختلف، نشاندهنده جایگاه جهانی این اثراست، برخی منتقدان معتقدند که شاهنامه تاریخ واقعی ایران را با اسطوره درآمیخته و تصویری ایدهآل و غیرواقعی ارائه میدهد.
این اثر با حفظ زبان فارسی، بازسازی حافظه تاریخی، ارائه ارزشهای اخلاقی و الهامبخشی به هنرمندان، نقش محوری در نوزایی فرهنگی ایران ایفا کرد.
فردوسی با سرودن شاهنامه، نهتنها یک شاهکار ادبی خلق کرد، بلکه ناجی زبان فارسی شد. در دورهای که این زبان در معرض فراموشی بود، او با آگاهی، اراده و هنر، آن را احیاء کرد و برای نسلهای بعدی حفظ کرد.
دستاوردهای فردوسی در حفظ زبان فارسی، احیای واژگان کهن و خلق واژگان جدید، حفظ ساختار دستوری فارسی، ایجاد الگوی زبانی برای نسلهای بعد، ایجاد احساس غرور زبانی در ایرانیان و تبدیل زبان به نماد هویت ملی بود.
انتهای پیام/

نظر شما